
یک نفر از کوچه ی ما عشق را دزدیده است
این خبر در کوچه های شهر ما پیچیده است
دوره گردی در خیابانها محبت می فروخت
گوییا او هم بساط خویش را برچیده است
عاشقی می گفت روزی روزگاران قدیم
عشق را ازغنچه های کوچه باغی چیده است
عشقبازی در خیابان مطلقاً ممنوع شد!
عابری این تابلو را دور میدان دیده است
می روم از شهر این دلسنگ های کوردل
یک نفر بر ریش ما دل ریش ها خندیده است !!







